السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
463
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : اين روايت دلالتى بر اين معنا ندارد كه استثناء در جمله * ( « إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ » ) * از ضمير در « عليهم » است « 1 » . و نيز در همان كتاب يعنى تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام ابى جعفر ( ع ) در ذيل آيه * ( « إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ » ) * آمده كه منظور كسى است كه از تذكر تو متعظ نشود و تو را تصديق نكند ، و ربوبيت مرا انكار كند و نعمت مرا كفران نمايد ، * ( « فَيُعَذِّبُه اللَّه الْعَذابَ الأَكْبَرَ » ) * منظور عذاب غليظ و شديد و دائمى است « * ( إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ) * » يعنى بازگشتشان به سوى ما است ، * ( « ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ » ) * ، يعنى جزايشان با ما است « 2 » . و در نهج البلاغه آمده كه شخصى از امير المؤمنين ( صلوات اللَّه عليه ) پرسيد : چگونه خداى عز و جل به حساب اعمال خلائق با آن كثرت كه در آنهاست مىرسد ؟ فرمود : به همان جورى كه رزقشان را مىدهد ، و با آن كثرتى كه در عدد آنها است رزق هيچ جنبنده اى را فراموش نمىكند . شخصى پرسيد چطور به حساب آنان مىرسد ، با اينكه خلائق او را نمىبينند ؟ فرمود همانطور كه روزيشان مىدهد ، با اينكه خلائق او را نمىبينند « 3 » . و نيز در همان كتاب است كه امام صادق ( ع ) فرمود : حساب هر امتى را امام زمانش مىرسد و امامان ، دوستداران خود و اعدايشان را به سيمايشان مىشناسند ، و اين كلام خداست كه مىفرمايد : « وَعَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ - بر اعراف مردانى هستند كه هر كسى را به سيمايش مىشناسند . . . « 4 » » مؤلف : در سابق يعنى در تفسير همين آيه از سوره اعراف توضيح معناى اين حديث گذشت ، و اين معنا در كتاب بصائر الدرجات « 5 » نيز از امام صادق و با سند نقل شده و كافى « 6 » آن را از امام باقر و امام كاظم ( عليهما السلام ) و فقيه « 7 » آن را از امام هادى ( ع ) در ضمن زيارت جامعه روايت كرده .
--> ( 1 ) چون بنا به نظريه ما نيز اين روايت درست است ، ما گفتيم آيه شريفه متعرض تذكرهاى پى در پى است ، كه در مورد كفار معاند لغو و در مورد سايرين واجب و وظيفه مقام رسالت است ، و روايت متعرض مساله ديگرى است ، و آن اين است كه من مامورم با كفار بجنگم و بجنگم تا زمانى كه به كلمه « لا إله الا اللَّه » اقرار كنند هر چند زبانى ، « مترجم » . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 419 . ( 3 ) نهج البلاغه صبحى صالح ، ص 528 ، خطبه 300 . ( 4 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 570 به نقل از تفسير قمى . ( 5 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 569 به نقل از بصائر الدرجات . ( 6 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 568 به نقل از كافى . ( 7 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 372 .